محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
695
آثار عجم ( فارسى )
در قلب هر كه را كه ز اكسير مهر تست * شايد كه خاك را كند از نظره ، زرّناب تيغ زبان به كام تو با ملحدان بود * چونانكه ذو الفقار ، ابردست بو تراب القصّه فاش گويم و دانم كه كفر نيست * دانم يقين كه نيست در اين نكته ارتياب « 1 » بعد از رسول و عترت او حق به هر دو كون * از ماسوى وجود تو را كرده انتخاب [ 421 f ] تا مسكن شقى به سقر باشد از گنه * تا جاى متّقى به جنان باشد از ثواب احباب تو به جنّت موعود ، شادمان * اعداى تو به دوزخ ، جاويد در عذاب * * * شرح بعضى از اشعار قصيدهء مسطوره كه به نجوم تعلّقى دارد ، به واسطهء عدم سعهء حواشى در اينجا مرقوم مىشود : در بيان بروج فلكى : دور فلك را دوازده قسمت كردهاند [ و ] هر قسمتى را برجى مىنامند ؛ و از غايت اشتهار ، احتياج به ذكر آنها نيست ( 5 ) . در طبايع بروج ( 6 ) : منجمين سه برج از 12 برج را مثلّثهء آتشى « 2 » و سه [ برج ] را مثلّثهء خاكى « 3 » و سه [ برج ] را مثلّثهء بادى « 4 » و سه [ برج ] را مثلثهء « 5 » آبى نامند . از جمله ، حوت را بر طبيعت آب و حمل را بر طبيعت آتش دانند . اين است كه در شعر اول ، گفته شده : آفتاب پيش از آنكه از آب برجهد ، يعنى از حوت برهد و در آتش مكان سازد يعنى در حمل آيد . در بيان منازل قمر « 6 » : در ميان بروج 12 گانه ، 28 منزل از براى قمر تعيين نمودهاند كه
--> ( 1 ) . ارتياب : به شك افتادن . ( 2 ) . مثلثهء آتشى : حمل و اسد و قوس . ( 3 ) . مثلثهء خاكى : ثور و سنبله و جدى . ( 4 ) . مثلّثهء آبى : سرطان ، عقرب ، حوت . ( 5 ) . مثلثهء بادى : جوزا ، ميزان ، دلو . ( 6 ) . منازل قمر : شرطين ، بطين ، ثريا ، دبران ، هقعه ، هنعه ، ذراع ، نثره ، طرفه ، جبهه ، زبره ، صرفه ، عوا ، سماك [ الاعزل ] ، غفر ، زبانى ، اكليل ، قلب ، شوله ، نعايم ، بلده ، [ سعد ] ذابح ، [ سعد ] بلع ، [ سعد ] ، سعود ، [ سعد ] الاخيبه ، مقدم [ فرغ الاول ] ، مؤخّر [ فرغ الثانى ] ، رشا [ - بطن الحوت ] .